امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شواهد تشیع ابن عربی
#1
بنام خدا

شواهد تشیع ابن عربی
پاسخ
#2
ابن عربی از بزرگان عرفاست و بسیاری از معارف و حقایق در مطالب او هست.
البته موارد اشتباه هم در فکر ایشان دیده می شود. مواردی که قطعا خلاف است چه در تفاسیر او از قرآن یا بعضی از نظریاتش.
پاره ای از نظریاتش را هم عقل بنده قاصر از فهم آن است و نمیدانم آیا درست است یا غلط و در آنجاها متوقفم.


تحریف در کلام ابن عربی
یکی از کسانی که در فصوص صاحب نظر است و در سوریه است به اسم استاد محمود غراب که خودش هم سنی است، مدعی است که پاره ای از مطالب فصوص از ابن عربی نیست.
او از استادان به نام عرفان نظری و ابن عربی است و این مطلب را به ادله خودش اثبات می کند.

در یکی از این نسخ، مطلبی در باب ۳۶۶ فتوحات است که نوشته است حضرت قائم از اولاد امام حسن است.
عثمان یحیی می گوید در نسخه دیگری که در کتابخانه بایزید نگهداری می شود و به خط ابن عربی است (نسخه ۱) نوشته شده قائم از نسل حسین است.
در نسخه های مطبوع نیز همان امام حسن آمده است. این یک تحریفی است که بعدا در فتوحات داده شده است
پاسخ
#3
در بین سنیان بعضی او را شیخ اکبر وقدوه عرفا و اولیاء میدانند و برخی او را تکفیر و تفسیق می کنند
امثال ذهبی مورخ نامی اسلامی از اهل سنت در قرن هشتم که در کتاب معروف رجالی خود به نقل از شیخ خود ابامحمدبن عبدالله سلمی می نویسد:
«فقال هو شیعی سوء كذاب، و قلت له كذاب ايضا؟ قال نعم».

در بین شیعه هم این دو جریان افراط و تفریط درباره او وجود دارد. البته در گروه موافقین، شخصیت های بسیار برجسته ای هم وجود دارند.
افرادی که در اوج تقوی و ورع و تعقل هستند نیز راجع به او اظهارنظرهای مثبتی کرده اند.
پاسخ
#4
تعابیری راجع به امیرالمؤمنین و مقاماتشان و ائمه اطهار آمده که در اوج است و هیچ شیعه ای این تعابیر را ندارد.
در کل فتوحات شاید بیش از ده بار از این تعابیر باشد.
تعابیر عجیب و غریبی مثل اینکه امیرالمؤمنین «سر الانبياء الاجمعین» هستند. یعنی حقیقت همه انبيا.

در باب امام زمان نیز تعابير قطعی و رسمی دارند. تعابیری که عین مانند اعتقاد یک شیعه امامی است.
و می گوید که: مهر و نشانه امامت را در ایشان رؤیت کرده است. این مطالب یکی دو تا نیست.
پاسخ
#5
از بزرگان و کملین متقدم شیعه مرحوم ابن فهد حلی به نقل صاحب شرح مناقب، محيي الدين را شیعه می داند،
مرحوم ملامحمدتقی مجلسی پدر مرحوم مجلسى دوم، از محيي الدين و تشیع وی به شدت دفاع می کند،
مرحوم خوانساری صاحب روضات الجنات به نقل از جماعتی از علمای شیعه، وی را شیعه می داند،
مرحوم شیخ بهایی در کتاب اربعین خود با کمال احترام و عظمت از او یاد می کند.
همچنین مرحوم سیدصالح خلخالی از فیض کاشانی، قاضی سعید قمی و محدث جزایری به عنوان قائلان به تشیع جناب محیی الدین نام می برد.
همچنین میرزا محمدامین استرآبادی در کتاب رجالی خود، به توجیه برخی از عبارات جناب شیخ که به مذاق اهل سنت است، پرداخته و آنها را ناشی از زندگی در محیط متعصبانه اهل سنت میداند.
پاسخ
#6
من حرف های ابن عربی را به سه دسته تقسیم می کنم. یک دسته حرف های عمومی است که همه علمای شیعهای که در محیطهای سنی بودند، مجبور بودند که اظهار تسنن کنند و معمولا هم با الفاظ صریح اظهار می کردند و این

سند زنده ماندنشان بوده است ولی معانی و معارف و حقایقی را که بیان می کردند، همه را مطابق نظر شیعه می گفتند و یک جاهایی هم یک عبارت در تمجيد خلفا می گفتند. نمونه اش ابن سیناست که همان طور که گفتم در مقاله عاشر الهیات شفا این کار را کرده است. در آن باب هرچه معارف است بر اساس شیعه گفته و وقتی می خواهد اسم بیاورد می گوید عمر و علی. آن وقت هرکس بخواهد به او بگوید تو شیعه ای، می گوید من در اینجا گفته ام که عمر برتر است. سند حیات ابن سینا همین بوده است.

یک سری اقوالی را که سخیف هست، اگر بخواهیم جمع کنیم از باب تحریف است و ممکن است داخل در آثار وی شده باشد،
و دسته سوم کثیری معانی و معارف بلند که واقعا در اوج است و در سراسر آثار او وجود دارد.

موارد رسمی اهل سنت به طور کلی عبارتند از
۱. موقعیت ائمه معصومین علیهم السلام و در رأس آنها امیرالمؤمنین
۲. موقعیت اهل بیت عصمت و طهارت
3. ویژگی خاص فکر شیعی نسبت به امام زمان علیه السلام.
پاسخ
#7
در باب ششم از جلد اول فتوحات مکیه تحت عنوان «في معرفة بدء الخلق الروحانی و من هو اول موجود فيه...)، بعد از قریب دو صفحه می نویسد:
«... آن گاه که خداوند اراده وجود عالم را مطابق آنچه در علم به ذاتش بود نمود، این اراده از راه یک تجلی از تجليات تنزیهی او به یک حقیقت کلیه ای که پذیرنده این تجلی بود صورت گرفت که نام آن ها بود
و اولین موجودی که در این هبأ قبول تجلی الهی را نمود و نزدیک ترین موجود در قبول نور الهی بود حقیقت محمد صلی الله عليه و سلم بود که «عقل» نامیده شده است،
و او اولین ظهور در عالم وجود است که وجودش از آن نور الهی و از آن هباء و حقیقت کلیه است و در آن هبا حقیقت الهی تعین پذیرفت و تمامی اعیان موجودات عالم حاصل تجلی اوست
و نزدیک ترین مردم به او علی بن ابیطالب است و اسرارالأنبياء (أجمعين)...
(و أقرب الناس اليه على بن ابی طالب و اسرار الانبياء أجمعين).
پاسخ
#8
خواننده منصف خوب بنگرد که در نظر شیخ الرئيس عارفان چگونه حقیقت نوریه امیرالمؤمنین علی علیه السلام اصل و حقیقت اولیه و کلیه تمامی عالم ملک و ملکوت است
و انس و جن همه ظهور و تجلی آن حقیقت متعالی است و هموست که باطن همه انبیاء الهی را پر کرده است
و هموست که أقرب خلایق است به حقیقت نوریه رسول اکرم که معلم و معید اوست در دو عالم.
پاسخ
#9
امیرالمؤمنین جامع علوم الهی

و نیز در باب سی ام فتوحات آنجا که درباره «علوم اقطاب الركبان» سخن می گوید، در ضمن بیتی از ابیات اول این باب می گوید
«ان لله علوم جمة - في رسول و نبی و قسیم» یعنی علوم بیکران و انباشته الهی از جانب خدا در رسول و نبی و قسیم قرار داده شده است قسیم، اشاره به روایت مشهور در باب امیرالمؤمنین است که «علی قسیم الجنة والنار»
پاسخ
#10
داده شدن فهم قرآن به امیرالمؤمنین



همچنین در باب ۵۴ درباره امیرالمؤمنین می نویسد: «.. پس چه قیاسی میان علمای رسمی و سخن علی بن ابیطالب رضي الله عنه برقرار است آنگاه که از نفس خود چنین خبر می دهد که اگر او بخواهد درباره سورۂ فاتحه قرآن سخن بگوید حجم مطالب به اندازه بار ۷۰ شتر خواهد شد، آیا این جز از فهمی است که از ناحیه خداوند درباره قرآن به او عطا شده است».
پاسخ
#11
اهل بیت


«... و از آنجا که رسول اکرم صلی الله عليه و سلم عبد محض بود پس خداوند تعالی او را و اهل بیت او را طاهر گردانید به طهارت محض، و از آنها رجس را دور ساخت که عبارت است از هر چیزی که مایه نقص و خواری آنها شود زیرا رجس در عرب به هر آلودگی و ناپاکی (قذارت) گفته می شود. خداوند تعالی فرمود «يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا».


پس هیچ آفریده ای را با اهل البيت همطراز قرار مده؛ زیرا سروری و آقایی شأن اختصاصی اهل البيت است پس دشمنی نسبت به آنها برای انسان خسران و زیان حقیقی است و دوستی آنها عبادت است

پنج انگشت دست راست را یادآور ارواح خمسة طيبه قرار داده است که آنها اهل بیت هستند که خداوند به موجب آية تطهير «همانا اراده خداوند چنین است که رجس و پلیدی را از شما اهل بیت دور نماید. و رسول خدا صلی الله علیه فرمود این آیه درباره ما اهل بیت نازل شده است یعنی من و علی و فاطمه و حسن و حسین [. و البته در بیان دیگر در همین رساله با عنوان «الاصل الخامس» بر همین معنا تصریح مجدد می کند.
پاسخ
#12
منزلت امام زمان علیه السلام در اندیشه ابن عربی

عبارت بسیار مفصلی در باب ۳۶۶ فتوحات در این باره آمده که عنوان آن چنین است:
«در معرفت جایگاه وزیران مهدی، که در آخر زمان ظاهر می شود و رسول خدا صلى الله عليه و سلم به او بشارت داده است و او از اهل بیت است».


. «بدان که خداوند را خليفه ای است که خارج می شود در حالی که زمین آکنده از ظلم شده باشد پس آن را پر از عدالت و قسط خواهد کرد و حتی اگر از عمر دنیا یک روز بیشتر نمانده باشد خداوند آن روز را آن قدر طولانی خواهد که این خلیفه از عترت رسول الله صلى الله عليه و سلم ظهور نماید. او از اولاد فاطمه است و اسم او همانند نام رسول الله صلى الله عليه و سلم است و جد او حسن (حسین بن علی بن ابیطالب است. در مکه مابین رکن و مقام با مردم بیعت می کند، در شکل ظاهری شبیه رسول الله صلى الله عليه و سلم است و در اخلاق از او فروتر است. زیرا هیچ کس در اخلاق به مرتبه رسول الله نمی رسد

سعادتمندترین مردم در دوره او مردم کوفه خوهند بود، اموال را یکسان میان مردم تقسیم می کند و به عدالت عمل می کند و اختلافات را دفع می کند... در اسلام روح میدمد و پس از سرافکندگی اسلام به او عزت می بخشد و دین را که نابود شده بود احیا می کند، غیر مسلمین را تحت سلطه اسلام قرار میدهد و با قدرت شمشیر دعوت خود را توأم می کند و هرکس را که در مقابل او بایستد نابود می کند و دین را بر انسان که حقیقتا باید باشد برمی گرداند آنچنان که که اگر رسول الله صلى الله عليه و سلم بود می کرد. اختلافات مذاهب مختلف فقهی و دینی را از میان می برد

هان آگاه باشید که ختم اولياء الآن شاهد و حاضر است
اگرچه که وجود ظاهری و جسمی او ظاهر و در دسترس نیست

او همان سید و سرور ما مهدی از آل محمد است
او همان شمشیر بران هندی است در آن هنگام که ظهور کند
پاسخ
#13
و اما ختم الولاية المحمديه از آن مردی است از عرب که از نژادی بسیار با کرامت و صاحب نفوذ است و او در زمان ما موجود است و من او را در سال ۵۹۵ در شهر فاس دیده ام
و علامتی را نیز که ویژه او بود و خداوند آن را از چشم مردم مخفی می نماید برای من آشکار ساخت به گونه ای که مهر ولایت او را دیدم و او خاتم النبوة المطلقه است
(منظور همان ولایتی است که در مقابل نبوت تشریعی است)
بدین ترتیب خداوند ولایتی را که از طریق وراثت معنوی محمدی برای بشر حاصل شده است به وسیله این شخص ختم نموده است
پاسخ
#14
آخرین نکته در این بابت اینکه باید به خاطر داشته باشیم که جناب محیی الدین یک عالم شیعی نبوده که در سرزمین های سنی محصور شده و با تقیه سعی در حفظ خود می کند. بلکه او یک عالم و عارف بزرگ ستی است که با فرهنگ اهل سنت رشد یافته و سپس در سیر معنوی خود به مقامی رسیده که بشیر عالم غیب، پیراهن یوسف کنعان وجود و حقیقت محمدیه را بر دیدۂ جان وی افکنده و بصر بصیرت او را به مقام ولایت کلیه بینا نموده است

به حقیقت ولایت و تشیع قائل شده و لذا در بزرگترین اثر خود و سایر آثارش آنچه که مربوط به ولایت امیرالمؤمنین و اهل بیت سلام الله عليهم اجمعین است را به نحو عالی و اعلی با حفظ جهات امنیتی و گاهی نیز بدون این ملاحظه، بیان کرده است.
پاسخ
#15
نظر محی الدین عربی پیرامون امام زمان علیه السلام

عبدالوهاب شعرانی که یکی از علما و عرفای اهل سنّت می باشد در مبحث شصت و پنجم از کتاب خود به نام «الیواقیت والجواهر» که در آن زیاد به «فتوحات مکیّه» محی الدّین عربی نظر دارد راجع به حضرت مهدی (عج) می نویسد:
«و هو من اولاد الامام حسن العسکری و مولده علیه السلام لیله النّصف من شعبان سنه خمس و خمسین و مأتین، و هو باق الی ان یجتمع بعیسی بن مریم... و عباره الشّیخ محی الدّین فی الباب السّادس و السّتین و ثلاثمأه من الفتوحات: واعلموا انّه لابدّ من خروج المهدیّ علیه السلام، لکن لایخرج حتی تمتلئ الارض جوراً و ظلماً فیملأها قسطاً و عدلاً، و لو لم یکن من الدّنیا الاّ یوم واحد طوّل اللّه تعالی ذلک الیوم حتی یلی ذلک الخلیفه، و هو من عتره رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم من ولد فاطمه رضی اللّه عنها، جدّه الحسین بن علی بن ابی طالب و والده الحسن العسکری ابن الامام علی النّقی ابن محمد التّقی ابن الامام علی الرّضا ابن الامام موسی الکاظم ابن الامام جعفر الصّادق ابن الامام محمد الباقر ابن الامام زین العابدین علی ابن الامام الحسین ابن الامام علی بن ابی طالب، یواطئ اسمه اسم رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم، یبایعه المسلمون بین الرّکن و المقام یشبه رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم فی خَلقه و ینزل عنه فی الخُلق لانّه لایکون احد مثل رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم».

[مهدی از اولاد حسن عسکری است و تولد او در شب نیمۀ شعبان سال 255 می باشد، و او باقی است تا اجتماع کند با عیسی بن مریم... و عبارت شیخ محی الدّین در باب 366 فتوحات چنین است: بدانید از قیام مهدی چاره نیست، ولی قیام نمی کند تا این که زمین از ظلم و ستم پرشده باشد پس آن را پر می کند از عدل و داد، و اگر نباشد از دنیا جز یک روز خدا آن روز را طولانی می کند تا این خلیفه حاکم شود،
و او از عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از اولاد فاطمه است، جدّ او حسین بن علی بن ابی طالب و پدر او حسن عسکری پسر امام علی النقی پسر محمد التقی پسر امام علی الرّضا پسر امام موسی کاظم پسر امام جعفر صادق پسر امام محمد باقر پسر امام زین العابدین علی پسر امام حسین پسر امام علی بن ابی طالب است.

نام او نام رسول خداست، مسلمانان بین رکن و مقام با او بیعت می نمایند، در خلقت شبیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ولی در اخلاق از او نازلتر است زیرا احدی مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیست.]

ملاحظه فرمایید برحسب نقل شعرانی از کتاب فتوحات نام پدران حضرت مهدی به ترتیب تا امام اوّل علی بن ابی طالب علیه السلام در آن کتاب ذکر شده است، ولی در فتوحات چاپ بیروت که نزد اینجانب می باشد از جملۀ «و والده الحسن العسکری» تا «الامام علی بن ابی طالب» از وسط حذف شده، و متأسفانه ظاهراً این قبیل تحریفات عمدی در کتابهایی که اخیراً چاپ می شود کاری است رسمی و متعارف.»
پاسخ


پرش به انجمن: